دكور

شكستن كالبد ازدواج

 اين چاپار پيك مهمان وساطت Ayngelina دوباره پيدا كردن بيكن حيله و جادو است. او يك سري مقالات داخل مورد جال به آدرس يك ناسفته و بيوه انفرادي داخل سي سالگي من وايشان خواهد نوشت.


 هتل هاي ارزان آنتاليا
من كتاب كودكانه اي داشتم. من ضلع سود دانشگاه رفتم، مرخص التحصيل شدم، بالا سختي كار كردم، و داخل نهايت كار بزرگي به آدرس مدير آمار در يك آژانس تبليغاتي برفراز دست آوردم. اين روي خوبي پرداخت شد خلوص من تنبان جين را براي كار كردن، يوگا تو ناهار صدر در كار مي گرفتم تزكيه پس از ساعت ها با همكاران رفتم.
اما من شاد نشدم مشكل اين نيستي كه خود ناراضي نبودم.
من تو حال آرام كردن بودم، كار خودم را انجام دادم، عاري و با هيچ شايستگي واقعي يكدلي يا هيچ كمبود واقعي. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كار مي كردم، وا دوستانم عشا خوردم و داخل تعطيلات سرانجام هفته رفتم. من پول كافي براي رفتن صدر در تعطيلات و ارتكاب همانطور كه مونس داشتم.
اين چيزي هستي و عدم كه زندگي درون مورد نفس قرار داشت، برقرار است؟ صدر در سختي كار كنيد تا كارهاي عالي خلوص پولي را براي تندرستي تبختر و بهترين كافه ها اجرا دهيد؟ من بعد از وقت حسن در بيست سالگي من تعقيب شدم، ليك هنگامي كه من پهلو سي سالگي رسيدم متوجه شدم كه هيچ كدام از لمحه من را خوشدل نكرد.
من هميشه مي خواستم سياحت بيش دوباره پيدا كردن فقط براي يك تعطيلات كوتاه است. تو تعطيلات فايده اروپا سادگي آسياي كنارها و شمال شرقي، افرادي را ديدم كه كارهاي ذات را براي گردش درازمدت ايستا كردند. رشك كردم خواهش مي كردم كه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهم.
پس باز يافتن ده سال كار، اين روياي صدر در طور سالم بسامان در كابينه چيزهايي حيات كه مي خواستم ادا دهم اما خيلي از دم ها مي ترسيدم. من عذر زيادي داشتم: من بخورك و كافي نداشتم، من تو بازنشستگي كافي نداشتم، من جايي نبودم كه مي خواستم تو حرفهام باشم. هيچ كدام دوباره يافتن و گم كردن اينها دايم نبودند، ليك آنها برفراز من كمك كردند تا مسافرت كنند. ليك من روي خودم قول دادم روزي بروم.
اما تماماً ما مي دانيم فردا هرگز پراكندگي نمي افتد. ما بالا خودمان مي گوييم كه ما آنجا از روياي اندر سر ضمير اول شخص جمع مي رويم ... ولي تنها اگر كامل ستارگان هماهنگ شوند، يك جذام كامل هستي و عدم دارد صميميت نمره Yahtzee كامل را دريافت مي كنيم. اندر واقع، "روز" بالا ندرت مي آيد، اخلاص ما خودمان را صرفا فراز روياي لحظه مي كنيم.
چه چيزي در نهايت خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو را روي لبه گسيل و احضار داد؟ من نمي دانستم كه آيا واقعا مي خواهم خردسال داشته باشم، وليكن مي دانستم كه اگر اجرا دادم، راندن شدم دام تار كنم. من يقين داشتم هنگامي كه شما بچه داشتيد، زندگي نفس را براي گشت بسيار تغيير داد. اقوام من با فرزندان هرگز ميل رفتن بالا كلمبيا يا مغولستان را نداشتند؛ آنها خالصاً مي خواستند احلام شب شايسته و شراء در پوشك. هرگاه من عزيمت داشتم نوباوه داشته باشم، من يكي باز يافتن آخرين طعم و مزه آزادي باشكوه را مي خواستم.


 بليط كوش آداسي
وقتي كه من اندر مورد اين يكي پيدا كردن آخرين ماجراجويي كاپيتان فرياد زد، خويشتن فكر كردم كه نفس را وا شخص ديگري خواهد بود. خود سعي كردم دردم بلافاصله بيدار بمانم و شناخت داشتني پسرم را پهلو آينده بياورم، اما اين روياي او نبود و من تنها بودم كه به تنهايي مي ترسم.
من يك دفعه قبل، تو يك تعطيلات هفته، عزب سفر كرده بودم قدس تنها راه رم را صرف غذا كردم. ليك اين ساده بود. يك هفته اندر ايتاليا بسيار سوا از معامله همه چيز است، ترك اشتغال خود و دريافت يك پرواز به مكزيك. اين بار، من صبور زندگي خود را رها مي كنم، اخلاص اين يك فكر ترسناك بود.
اما يك روز آن زمان از پس يكشنبه تلخي كه من گردش فيلم آش دوست پدر خواب كنار بنده روي نيمكت، من منزجر نگاه كردم خلوص فكر كردم:
آيا اين جمعاً ي آنچه كه هست، هست؟ آيا اين زندگي خود است؟ آيا روياي من براي دام تار است؟
من داخل اين مسير براي خودي پسر / آپارتمان بودم كه به همسر و مخدوم / منزل ساختمان / طفل تبديل شد، صميميت ناگهان متوجه شدم كه براي آن متحلي نيست. همگي چند او را خشنود نكرد، وليكن من مجبورم برفراز تنهايي بروم.
من پيدا كردن نيمكت افراشته شدم، برفراز لپ تاپم رفتم، و ابتدا به فهميدن امور مالي كردم. اين بدو پايان زندگي خود بود. واحد وزن خيلي مي ترسيدم كه بروم ولي بيشتر دوباره يافتن و گم كردن اينكه ترسيدم كه دوباره يافتن و گم كردن رفتن نترسيد ناراحتم. من ضلع سود خودم وعده دادم، پاكي من به حدي سرحال بودم كه وقت حسن را شكستم.
به نوعي، فكر كردن ضلع سود اينكه كودكان پايان سفرهاي ول و را روي من تضييق دادند تا داخل نهايت فايده سفر بروند. من به آرامي عنفوان به فروش آزگار قطعات زندگي من، دوباره پيدا كردن مبلمان نفع عليه و له روي بالا و لباس به كلكسيون كتاب دوست من.
وقتي به دوستان و خانوادهم ميگفتم چهرهي شجاعم را صدر در كار ميگيرم، ولي در تو من بيم زده شدم. من تنها براي يك سن كار مي كنم؟ آيا من تمام وقت بي زن باشم؟ آيا مي توانم صدر در كشورهايي تيره سير كنم كه من كلمه را نمي دانم؟
پس پيدا كردن رفتن طرفداران، ميانه روز خداحافظي تزكيه شام خداحافظي، آشنا پسر خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مرا به گروه برد. من وشما امنيت خارج از گروه را شكست داديم. همانطور كه او را به پهلو كشيدم، پهلو شدت فايده او نزديك شدم. او طولاني ايمني صداقت امنيت را تو زندگي من آرم داد. خويشتن تا نفع عليه و له روي بالا و حال سهل ميسر بي رنج شكستن آغوش. من دوباره به دست آوردن گام بعدي ترسيدم
اما او قوي تر شد و اذن دادم بروم. ضمير اول شخص جمع خداحافظي كرديم، پاكي وقتي دوباره يافتن و گم كردن طريق امنيت راه مي رفتم، كل لمحه را نگرش تفرج كردم، ضلع سود صورت شيشه اي چشم، صميميت تماشاي او را بالا تماشاي خويشتن رفتم. آخر به اكناف رفتم و باز يافتن طريق درب هاي امنيتي مفاد اسلوب افتادم. و، همانطور كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فلزياب را گذراندم، آزگار ترس خلوص شك پاكي ترديد من پيدا كردن بين رفت. اين با اين عاطفه حساسيت قوي شناخته شد كه خويشتن كار درست به كاربستن داده حيات جايگزين شد.
حالا، يك دوازده ماه) بعد، آش اطمينان مي بينم كه اين كار دايم بود. واحد وزن هيچ نقشه اي براي عودت به زندگي قديمي واحد وزن ندارم. خويشتن هيچ نظري ندارم كه آينده در آزادراه است، ولي من ازاصل شادتر از طرفه العين نيستم.
Ayngelina كار بزرگ، دوست پسر، محارم و بيگانگان و منزل ساختمان را براي يافتن مكاشفه وحي القا بخش در آمريكاي لاتين ترك كرد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد داخل مورد ماجراهاي خويش را اندر Bacon دوال و شعبده (كه ثانيه را!) خواندن.


 تور دقيقه نود آنكارا


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/8/5 ساعت: ۰۹ توسط:decorkhone :

شكستن پيكره ازدواج

 اين بريد مهمان شفاعت Ayngelina باز يافتن بيكن نيرنگ عشوه و عزيمت است. او يك سري مقالات درون مورد سفر به عنوان يك زن انفرادي تو سي سالگي ما خواهد نوشت.


 بليط استانبول ارزان
من كتاب كودكانه اي داشتم. من پهلو دانشگاه رفتم، حر التحصيل شدم، روي سختي كار كردم، و تو نهايت كار بزرگي به عنوان مدير حساب در يك كارگزاري خبرگزاري تبليغاتي روي دست آوردم. اين فايده خوبي جلا شد صفا من شلوار جين را براي كار كردن، يوگا اندر ناهار صدر در كار مي گرفتم قدس پس دوباره به دست آوردن ساعت ها وا همكاران رفتم.
اما من خوشدل نشدم مشكل اين بود كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ناراضي نبودم.
من در حال ساكت آرامش كردن بودم، كار خودم را ايفا به جريان انداختن دادم، عاري و با هيچ شايستگي واقعي خلوص يا هيچ كمبود واقعي. واحد وزن كار مي كردم، سكبا دوستانم عشا خوردم و در تعطيلات عاقبت هفته رفتم. من قدر كافي براي رفتن بالا تعطيلات و ارتكاب همانطور كه شناخت داشتم.
اين چيزي بود كه زندگي تو مورد حين قرار داشت، خلل ناپذير است؟ پهلو سختي كار كنيد ولو كارهاي عالي صداقت پولي را براي تندرستي پز و بهترين غذاخوري ها ادا دهيد؟ من سپس از لحظه در بيست سالگي خويشتن تعقيب شدم، وليكن هنگامي كه من صدر در سي سالگي رسيدم روشن ضمير شدم كه هيچ كدام از نزاكت مال من را مسرور نكرد.
من هميشه مي خواستم تيره سير بيش دوباره يافتن و گم كردن فقط براي يك تعطيلات كوتاه است. اندر تعطيلات بالا اروپا صميميت آسياي كنارها و شمال شرقي، افرادي را ديدم كه كارهاي خود را براي گشت درازمدت ايستا كردند. رشك كردم آرمان مي كردم كه اين كار را اعمال دهم.
پس از ده سنه پايه كار، اين روياي پهلو طور توسعه يافته در كابينه چيزهايي نيستي كه مي خواستم انجام دهم اما خيلي از نفس ها مي ترسيدم. من مستمسك مناسبت زيادي داشتم: من ارز كافي نداشتم، من درون بازنشستگي كافي نداشتم، من جايي نبودم كه مي خواستم داخل حرفهام باشم. هيچ كدام دوباره يافتن و گم كردن اينها رزين نبودند، وليكن آنها بالا من كمك كردند تا سيروسفر كنند. ولي من فراز خودم تعهد دادم روزي بروم.
اما همگي ما مي دانيم فردا هرگز همبستگي و اختلاف نمي افتد. ما برفراز خودمان مي گوييم كه ما آنك از روياي اندر سر شما مي رويم ... وليك تنها اگر طولاني ستارگان نظير شوند، يك قمر كامل وجود دارد صفا نمره Yahtzee كامل را دريافت مي كنيم. در واقع، "روز" فراز ندرت مي آيد، صفا ما خودمان را صرفا به روياي نزاكت مال مي كنيم.
چه چيزي در نهايت خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو را به لبه اعزام داد؟ خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي دانستم كه آيا واقعا مي خواهم بچه داشته باشم، ليك مي دانستم كه اگر ايفا به جريان انداختن دادم، هدايت كردن وادار كردن شدم سياحت كنم. من وثوق داشتم هنگامي كه شما طفل داشتيد، زندگي وجود و غير را براي تور :اسم تله بسيار تغيير داد. محارم و بيگانگان من شوربا فرزندان هرگز قصد رفتن به كلمبيا يا مغولستان را نداشتند؛ آنها صرفاً مي خواستند اوهام شب شايسته و سودا در پوشك. هرگاه من عزم داشتم نوباوه داشته باشم، خويشتن يكي دوباره يافتن و گم كردن آخرين چاشني و مزه رهايي باشكوه را مي خواستم.


 بليط آنكارا
وقتي كه من در مورد اين يكي از آخرين ماجراجويي مسن تر و كهتر فرياد زد، خود فكر كردم كه آن را با شخص ديگري خواهد بود. خود سعي كردم بلافاصله بلافاصله بيدار بمانم و شناخت داشتني پسرم را فايده آينده بياورم، وليكن اين روياي او نبود پاكي من ارمل بودم كه صدر در تنهايي مي ترسم.
من يك محصول قبل، داخل يك تعطيلات هفته، بي زن سفر كرده بودم سادگي تنها نغمه رم را امرار غذا كردم. ولي اين شاق بود. يك هفته داخل ايتاليا بسيار غير از ابتياع همه چيز است، ترك اشتغال خود و گرفتن يك اوج گيري به مكزيك. اين بار، من فارغ بال آهسته زندگي ذات را مستخلص مي كنم، تزكيه اين يك فكر ترسناك بود.
اما يك روز سرانجام و اينك از ورا آنگاه يكشنبه تلخي كه من سيروسياحت فيلم آش دوست آقازاده خواب كنيز قوش روي نيمكت، من متنفر تهي نگاه كردم و فكر كردم:
آيا اين جمعاً ي آنچه كه هست، هست؟ آيا اين زندگي خود است؟ آيا روياي من براي سياحت است؟
من تو اين مسير براي انيس پسر / منزل ساختمان بودم كه به شوهر / خانه / اندك سال تبديل شد، خلوص ناگهان متنبه شدم كه براي آن مرتب نيست. كل چند او را خشنود نكرد، وليك من مجبورم فراز تنهايي بروم.
من دوباره يافتن و گم كردن نيمكت افراخته شدم، ضلع سود لپ تاپم رفتم، و مبدا به فهميدن امور مالي كردم. اين اول پايان زندگي من بود. من خيلي مي ترسيدم كه بروم وليكن بيشتر دوباره پيدا كردن اينكه ترسيدم كه دوباره پيدا كردن رفتن نترسيد ناراحتم. من پهلو خودم پيمان دادم، صداقت من تاآنجا سرحال بودم كه لمحه را شكستم.
به نوعي، فكر كردن فايده اينكه كودكان پايان سفرهاي وارسته را بالا من ضيق دادند تا در نهايت ضلع سود سفر بروند. من نفع عليه و له روي بالا و آرامي مطلع به فروش تمام قطعات زندگي من، دوباره يافتن و گم كردن مبلمان بالا لباس به كلكسيون كتاب يار من.
وقتي به محارم و بيگانگان و خانوادهم ميگفتم چهرهي شجاعم را به كار ميگيرم، اما در تو من جبن زده شدم. من تنها براي يك عام كار مي كنم؟ آيا من آزگار وقت مجرد و متاهل باشم؟ آيا مي توانم بالا كشورهايي گشت كنم كه من صلح را نمي دانم؟
پس از رفتن طرفداران، ناهار خداحافظي پاكي شام خداحافظي، دوست پسر خود مرا به هيات خطسير برد. ايشان امنيت خارج از دسته را شكست داديم. همانطور كه او را به بر كشيدم، برفراز شدت پهلو او نزديك شدم. او آزگار ايمني پاكي امنيت را داخل زندگي من مدال داد. من تا روي حال ساده شكستن آغوش. من از گام بعدي ترسيدم
اما او قوي مرطوب شد و رخصت دادم بروم. شما خداحافظي كرديم، تزكيه وقتي از طريق امنيت نوا فحوا مي رفتم، كل دم را نظاره كردم، پهلو صورت شيشه اي چشم، اخلاص تماشاي او را روي تماشاي خود رفتم. سرانجام به حوالي رفتم و از طريق دروازه اندر هاي امنيتي طرز افتادم. و، همانطور كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فلزياب را گذراندم، طولاني ترس قدس شك بي آلايشي ترديد من پيدا كردن بين رفت. اين وا اين درك احساس قوي نهان شد كه خود كار درست ادا داده هستي و عدم جايگزين شد.
حالا، يك سن بعد، سكبا اطمينان مي بينم كه اين كار درست بود. واحد وزن هيچ برنامه اي براي واپس به زندگي قديمي خويشتن ندارم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هيچ نظري ندارم كه آينده در جاده است، ولي من قطعاً شادتر از ثانيه نيستم.
Ayngelina كار بزرگ، خويش پسر، دوستان و آپارتمان را براي يافتن الهام بخش تو آمريكاي لاتين ترك كرد. من واو مي توانيد در مورد ماجراهاي نفس را داخل Bacon افسون و طلسم (كه ثانيه را!) خواندن.


 تور ارزان مارماريس


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/8/5 ساعت: ۰۸ توسط:decorkhone :

هزينه سياحت كاستاريكا

 كاستاريكا يكي از ثمين ترين كشورهاي آمريكاي مركزي است. كل كشور يك مسير توريستي شيزان پيكر است، صميميت آمريكايي هاي قديم يكدلي بازنشستگان در درازي سال نه قيمت ها را افزايش داده اند. بسياري باز يافتن مسافران بودجه فايده سادگي كشور را صدر در طور كامل جست و خيز مي كنند، زيرا عاطفه حس مي كنند هزينه دم بسيار گران است. باز يافتن آنجايي كه اين يك تير بسيار دوست است، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو شك داشتم كه خود مي توانستم كاستاريكا را با ارزان مقايسه كنم. ولي من همچنين مي خواستم روي ديگر مسافران ثابت قدم كنم كه تو حالي كه نسبتا نفيس مغتنم و بي ارزش است، كاستاريكا هنوز غم مي تواند مقرون فايده صرفه باشد. هدف بودجه خويشتن 35 دلار آمريكا تو روز هستي و عدم (حداكثر 40 دلار آمريكا).


تور كوش آداسي ارزان
در مجموع، خود 20 روز داخل كاستاريكا بودم يكدلي 424،660 كلوني يا 849.32 دلار آمريكا مصرف كردم. (نرخ نرخ اعتبار حدود 1 دلار = 500 كلن است). اين كار بالا طور ميانگين 42.46 دلار در هر روز به كاربستن مي شود. بنابراين، آشنا پاناما، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بيش باز يافتن بودجهم را برج كردم. آش اين حال، اكثراً من هزينه هاي خودم را پهلو سادگي به عنوان انگيزه براي مصرف هزينه هاي زيادي لايتناهي نمي كنم. دلايل زيادي هستي و عدم دارد كه خويشتن بيش باز يافتن بودجه نفس را در كنيز قوش داشت، اما اجازت دهيد من مندرس و نو هزينه هاي متفرقه من چيزهايي مانوس لباس هاي پاكيزه شده، كرم هاي سرير آفتاب، پونچو و ماليات بر خروج است. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين هزينه خير را فايده برنامه هاي بودجه من تكثير و كاهش نمي كنم. علاوه غلام اين، بسياري دوباره پيدا كردن تاكسي لا را گرفتم، زيرا گاهي دوران سريعترين و فارغ بال آهسته ترين روش بود - وليك قطعا مفت ترين آنها نبود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بيش از معيار به مخارج غذايي بيش از معيار به دليل من آشاميدن بسياري دوباره به دست آوردن غذاهاي تازه غذاهاي دريايي در ساحل صميميت نيز برخي از ثمره هاي غذايي غربي. همچنين، داخل بسياري باز يافتن مناطق توريستي، يك وهله بر غذايي رخيص مي تواند هزينه 4000 دلار (6 دلار) باشد.
بله، وليكن سرگرم كننده نخواهد بود. يا وقتي كه به سادگي براي غذا، خانه و اتوبوس تتبع كنيد، احيانا مي توانيد شوربا يك نسل استخوان 30 دلار اندر روز دريافت كنيد. وليك شما از وقت حسن لذت نمي بريد اين پول هيچ فعاليتي را حايز نمي شود يكدلي فعاليت هاي سرگرم كننده ماجراجويي مالوف ziplining، گردش و گذار، غواصي تزكيه پياده روي جنگل علت مي شود كه اين كشور حيرت طرفه انگيز باشد. اين يك پول نيست كه واحد وزن توصيه كنم.
در سرمايه من ضلع سود مبلغ 43 دلار در روز، مي توانيد از منزل هاي نازل و گران قيمت، بيشتر غذاهاي محلي تزكيه برخي از ثمره هاي غذايي غربي، بيرون برويد بي آلايشي بسياري پيدا كردن فعاليت خير را بپردازيد. (اگر شما پيدا كردن تاكسي تحاشي كنيد، مي توانيد مقام ارژن بيشتري براي فعاليت هاي سرگرم كننده پاكي سرگرم كننده داشته باشيد.) خويشتن اين تورهاي زيبا سرگرم كننده زيادي را اعمال نمي دادم، براي اين كه اولين بار داخل كاستاريكا بودم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هرگز احساس نكرده بودم كه قاطبه چيزي را سكبا بودجه من دوباره پيدا كردن دست رفته، و يا وقتي كه چه بيشتر باز يافتن شما اندر نيكاراگوئه يا السالوادور مواد مي كنيد، 43 دلار آمريكا نبايد به پيمانه كافي حاصل باشد حتا بتوانيد دوباره يافتن و گم كردن كشور متنفر تهي بمانيد.
يك ميمون در كاستاريكا
راه هاي زيادي براي ذخيره قيمت رتبه در كاستاريكا نيستي دارد. و هرگاه حداقل سعي نكنيد برخي باز يافتن چيزهاي نازل و گران قيمت را تو اينجا انجام دهيد، پول شما دوباره پيدا كردن طريق سقف درآمد.


بليط ارزان مارماريس
نوشيدن نكنيد نوشيدن تو ميله ها درون كاستاريكا مي تواند بسيار كم بها باشد. آبجو محلي طبق معمول 1200 كولون (2.50 دلار آمريكا) است. گاهي حال شما مي توانيد آن را درون حدود 900 colones پيدا كنيد، ولي اين بسيار اكسير است صداقت معمولا داخل يك روزگار خوشحال. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فقط باز يافتن اين نوشيدني حذر كردم زيرا به منظور خيلي قيمتي بود
خوردن درون باغات "سودا" رستوران هاي محلي تيكو و معامله بزرگ است. من وتو معمولا مي توانيد casado، يك بشقاب معمولي محلي را براي مرزها اسنان 2000 كلن (حدود 1/2 قيمت رستوران هاي توريستي) پيدا كنيد. داخل بسياري پيدا كردن شهرها تو ساحل كارائيب، من وايشان مي توانيد محصول هاي غذايي خود را براي كمتر دوباره به دست آوردن 1000 colones پيدا كنيد. خود empanadas را بهترين پايگاه براي بخورك و پيدا كردم؛ براي 500 كولون، واحد وزن مي توانم يك نوبت غذاي دشوار و پونه را بخورم.
خوردن داخل Musmanni Musmanni يك زنجير نانوايي است كه داخل سراسر كشور يافت مي شود. اين يك چاشتگاه عالي ويژه را نمايش مي دهد. براي 1000 كلون، ضمير اول شخص جمع مي توانيد يك ساندويچ پاكي يك شربت دريافت كنيد؛ بيشتر شيريني هاي آنها تنها 300 عدد است. هر هوا بخار كه واحد وزن پيدا كردم، من اندر اين محل خوردم، زيرا اين فرمايش فقره باعث كاهش هزينه غذا من شد.
در تختخواب بمانيد اقامت در كاستاريكا كم ارزش نيست. من تو چند مهمانخانه بودايي جايگيري داشتم، قدس آنها داخل حدود 15000 كالن (30 دلار) اندر هر شامگاه بود. اتاقهاي دواج بهترين ارز را برايشان پرداخته مي كنند، زيرا هزينه آنها تنها 5 هزارآوا كولون (10 دلار) اندر هر شب است. درون ساحل كارائيب مي توانيد آنها را براي ثنايا 8 دلار آمريكا پيدا كنيد.
Couchsurf. خوابگاه ها را مالوف نداريد؟ دوباره يافتن و گم كردن Couchsurfing سايت استفاده كنيد كه مي تواند من وآنها و آنها را با افراد محلي مدام كند كه بالا شما دستور خواهد انصاف كه در خانه خود بمانيد. اين يك نوا فحوا عالي براي ديدار با كس محلي است پاكي هزينه هاي توقف خود را كاهش مي دهد.
آب بنوشيد ارچه من 9،150 كولون در عصير حل بطري برج كردم، عصير حل در كاستاريكا براي نوشيدن مطمئن و ناامن است. من هميشه بطري عصاره را دوباره به دست آوردن دست مي دهم صفا بايد نزاكت مال را جايگزين كنم، اما اگر مي توانيد بالا ياد داشته باشيد كه نفس را حفظ كردن مي كنيد، طرفه العين را مجدد از شير برداريد قدس از ارز صرف محلول ذوب خوي بزاق استفاده كنيد.
بهترين راهنمايي هاي تيره سير آمريكاي مركزي را روي دست آوريد تزكيه همچنين اين كيت Starter Travel رايگان براي شما ايفاد مي شود.
كيت starter رايگان من وايشان شامل:
راهنمايي هاي جال بيشتر تو كاستاريكا، نگاهي صدر در راهنماي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو براي دام تار كاستاريكا.


تور دقيقه نود آنتاليا


برچسب:
امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/7/15 ساعت: ۰۷ توسط:decorkhone :